die Karte
کارت، بلیت، نقشه، کارت پستال
Beispiele
- Leg eine ''Karte'' ins Buch hinein, wo du aufhörst zu lesen.یک کارت لابه لای کتاب بگذار تا بفهمی تا کجا خواندهای.
- Und schreib mir mal eine ''Karte!و برای من یک کارتپستال بنویس!
- Du musst am Automaten eine ''Karte'' ziehen.باید از دستگاه بلیت بگیری.
- Ich hab' leider meine ''Karte'' nicht dabei.من متأسفانه کارتم را همراهم ندارم.