der Karteikasten

Aussprache: /karˈtaɪ̯ˌkastn̩/
Worttrennung: Kar·tei·kas·ten
اسم

جعبه فیش، جعبه کارت بایگانی

Bedeutungen

1

یک جعبه یا کشو که برای نگهداری کارت‌های بایگانی (مانند کارت‌های کتابخانه یا پرونده‌ها) طراحی شده است.

  • Der alte Karteikasten im Büro ist voller wichtiger Informationen.جعبه کارت بایگانی قدیمی در دفتر پر از اطلاعات مهم است.
  • Sie sortierte die Karteikarten sorgfältig in den Karteikasten.او کارت‌ها را با دقت در جعبه کارت بایگانی مرتب کرد.
  • Für das Projekt benötigen wir einen neuen Karteikasten zur Organisation.برای پروژه به یک جعبه کارت بایگانی جدید برای سازماندهی نیاز داریم.