der Kartenhändler

Aussprache: /ˈkaʁtn̩ˌhɛndlɐ/
Worttrennung: Kar·ten·händ·ler
اسم

فروشنده کارت (بلیط، کارت پستال، نقشه)

Bedeutungen

1

شخصی که کارت‌های مختلف مانند بلیط رویدادها، کارت پستال‌ها یا نقشه‌ها را می‌فروشد.

  • Der Kartenhändler am Bahnhof verkaufte Zugtickets und Reiseführer.فروشنده کارت در ایستگاه قطار، بلیط قطار و راهنمای سفر می‌فروخت.
  • Wir kauften eine schöne Ansichtskarte von einem kleinen Kartenhändler.ما یک کارت پستال زیبا از یک فروشنده کوچک کارت خریدیم.
  • Der Kartenhändler hatte eine große Auswahl an Wanderkarten.فروشنده کارت، مجموعه بزرگی از نقشه‌های پیاده‌روی داشت.