das Kartenhaus
خانه کارتی (ساخته شده از ورق بازی)، (مجازی) بنای سست و ناپایدار
Beispiele
- Ich habe sehr lange an diesem ''Kartenhaus'' gearbeitet.من خیلی وقت بود که روی این خانه کارتی کار میکردم.
- Die Tage sind überallhin gefallen, sie sind wie ein ''Kartenhaus'' zusammengefallen.روزها به هر سو افتادهاند، آنها مانند یک خانه کارتی فرو ریختهاند.