der Kartoffelbrei

Aussprache: /kaʁˈtɔfl̩ˌbʁaɪ̯/
Worttrennung: Kar·tof·fel·brei
اسم

پوره سیب‌زمینی

Bedeutungen

1

سیب‌زمینی پخته و له شده، معمولاً با افزودن شیر، کره و ادویه‌جات، به عنوان یک غذای جانبی.

  • Zum Abendessen gab es Hähnchen mit Kartoffelbrei und Gemüse.برای شام، مرغ با پوره سیب‌زمینی و سبزیجات سرو شد.
  • Der kleine Junge isst am liebsten Kartoffelbrei.پسر کوچک بیشتر از همه پوره سیب‌زمینی دوست دارد.
  • Sie machte einen cremigen Kartoffelbrei mit viel Butter.او یک پوره سیب‌زمینی خامه‌ای با کره زیاد درست کرد.