der Kartoffelbrei
پوره سیبزمینی
Bedeutungen
1
سیبزمینی پخته و له شده، معمولاً با افزودن شیر، کره و ادویهجات، به عنوان یک غذای جانبی.
- Zum Abendessen gab es Hähnchen mit Kartoffelbrei und Gemüse.برای شام، مرغ با پوره سیبزمینی و سبزیجات سرو شد.
- Der kleine Junge isst am liebsten Kartoffelbrei.پسر کوچک بیشتر از همه پوره سیبزمینی دوست دارد.
- Sie machte einen cremigen Kartoffelbrei mit viel Butter.او یک پوره سیبزمینی خامهای با کره زیاد درست کرد.