die Kartoffelschale

Aussprache: /kaʁ'tɔfl̩ˌʃaːlə/
Worttrennung: Kar·tof·fel·scha·le
اسم

پوست سیب‌زمینی

Bedeutungen

1

پوشش خارجی سیب‌زمینی که پس از پوست کندن جدا می‌شود.

  • Die Kartoffelschale kann man kompostieren.پوست سیب‌زمینی را می‌توان کمپوست کرد.
  • Er aß die Kartoffeln lieber mit Schale, aber sie entfernte die Kartoffelschale immer.او ترجیح می‌داد سیب‌زمینی را با پوست بخورد، اما او همیشه پوست سیب‌زمینی را جدا می‌کرد.
  • Manche Rezepte verwenden die Kartoffelschale als knusprige Beilage.برخی دستورهای پخت از پوست سیب‌زمینی به عنوان یک چاشنی ترد استفاده می‌کنند.