die Karzinologie
سرطانشناسی (پزشکی)، خرچنگشناسی (جانورشناسی)
Bedeutungen
1
شاخه پزشکی که به مطالعه، تشخیص و درمان سرطان میپردازد.
- Die Karzinologie hat in den letzten Jahrzehnten große Fortschritte gemacht.سرطانشناسی در دهههای اخیر پیشرفتهای بزرگی داشته است.
- Er arbeitet als Arzt in der Abteilung für Karzinologie.او به عنوان پزشک در بخش سرطانشناسی کار میکند.
- Neue Therapien werden in der Karzinologie erforscht.درمانهای جدیدی در سرطانشناسی مورد تحقیق قرار میگیرند.
2
شاخه جانورشناسی که به مطالعه خرچنگها و سختپوستان میپردازد.
- Die Karzinologie untersucht die Vielfalt der Krustentiere.خرچنگشناسی تنوع سختپوستان را بررسی میکند.
- Ein Experte für Karzinologie kann verschiedene Arten von Krebs unterscheiden.یک متخصص خرچنگشناسی میتواند انواع مختلف خرچنگها را تشخیص دهد.
- Die Forschung in der Karzinologie hilft uns, mehr über Meeresökosysteme zu lernen.تحقیق در زمینه خرچنگشناسی به ما کمک میکند تا درباره اکوسیستمهای دریایی بیشتر بیاموزیم.