das Kassenhäuschen

Aussprache: /ˈkasn̩ˌhɔɪ̯sçən/
Worttrennung: Kas·sen·häus·chen
اسم

باجه بلیط‌فروشی، کیوسک بلیط

Bedeutungen

1

یک ساختمان کوچک یا کیوسک که در آن بلیط‌ها یا کالاها فروخته می‌شوند، معمولاً در مکان‌های عمومی مانند سینما، استادیوم یا ایستگاه‌های قطار.

  • Wir mussten lange im Kassenhäuschen warten, um die Kinokarten zu kaufen.برای خرید بلیط سینما مجبور بودیم مدت طولانی در باجه بلیط‌فروشی منتظر بمانیم.
  • Der Angestellte saß allein im Kassenhäuschen und verkaufte die Eintrittskarten.کارمند به تنهایی در کیوسک بلیط‌فروشی نشسته بود و بلیط‌های ورودی را می‌فروخت.
  • Das Kassenhäuschen am Eingang des Parks war bereits geschlossen.باجه بلیط‌فروشی ورودی پارک از قبل بسته بود.