das Kassenhäuschen
باجه بلیطفروشی، کیوسک بلیط
Bedeutungen
1
یک ساختمان کوچک یا کیوسک که در آن بلیطها یا کالاها فروخته میشوند، معمولاً در مکانهای عمومی مانند سینما، استادیوم یا ایستگاههای قطار.
- Wir mussten lange im Kassenhäuschen warten, um die Kinokarten zu kaufen.برای خرید بلیط سینما مجبور بودیم مدت طولانی در باجه بلیطفروشی منتظر بمانیم.
- Der Angestellte saß allein im Kassenhäuschen und verkaufte die Eintrittskarten.کارمند به تنهایی در کیوسک بلیطفروشی نشسته بود و بلیطهای ورودی را میفروخت.
- Das Kassenhäuschen am Eingang des Parks war bereits geschlossen.باجه بلیطفروشی ورودی پارک از قبل بسته بود.