kassieren
پول دریافت کردن، وصول کردن؛ تحمل کردن (چیزی بر خلاف میل)
Beispiele
- Für meine Briefmarkensammlung konnte ich ein paar hundert Euro ''kassieren.من توانستم چند صد یورو برای مجموعه تمبرهایم پول دریافت کنم.
- Geiserich besetzte Häfen, errichtete Stützpunkte und ''kassierte'' Tribute, ohne eine komplette Herrschaftsstruktur auf den Inseln zu errichten.گایریش بنادر را اشغال کرد، پایگاههایی ساخت و باجها را وصول کرد، بدون اینکه ساختار قدرت کاملی در جزایر ایجاد کند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
پول را از مشتری دریافت کردن، صورتحساب را تسویه کردن.
- Die Kassiererin kassiert das Geld an der Kasse.صندوقدار پول را در صندوق دریافت میکند.
- Er muss noch die Rechnung kassieren.او هنوز باید صورتحساب را دریافت کند.
2
Akkusativ
پول یا جریمهای را به صورت رسمی جمع آوری کردن.
- Der Staat kassiert Steuern von den Bürgern.دولت از شهروندان مالیات جمع آوری میکند.
- Die Polizei kassierte ein hohes Bußgeld.پلیس جریمه سنگینی را دریافت کرد.
3
Akkusativ
چیزی ناخوشایند را تجربه کردن یا متحمل شدن (مانند شکست، انتقاد).
- Die Mannschaft kassierte eine herbe Niederlage.تیم شکست سختی را متحمل شد.
- Er musste viel Kritik kassieren.او مجبور شد انتقادات زیادی را بپذیرد.