der Kassler
گوشت خوک نمکسود و دودی شده (نوعی غذای آلمانی)
Beispiele
- Zum Mittag gibt es ''Kassler'' mit Sauerkraut.برای ناهار کاسلر با کلم ترش داریم.
- In der Speisekammer fand er zwei Kilo verdorbenes ''Kassler.او در انبار غذا دو کیلو کاسلر فاسد پیدا کرد.