der Katastrophentourist
گردشگر فاجعه، تماشاچی کنجکاو در محل وقوع فاجعه
Bedeutungen
1
شخصی که به عمد به مناطقی سفر میکند که اخیراً دچار فاجعه (مانند بلایای طبیعی، حوادث صنعتی یا درگیریهای نظامی) شدهاند، صرفاً برای تماشا یا کنجکاوی، بدون هیچ هدف کمکرسانی یا حرفهای.
- Nach dem Vulkanausbruch kamen viele Katastrophentouristen, um die Zerstörung zu sehen.پس از فوران آتشفشان، بسیاری از گردشگران فاجعه آمدند تا ویرانی را ببینند.
- Die Behörden warnten die Bevölkerung vor der Anwesenheit von Katastrophentouristen in der Nähe des Unfallortes.مقامات به مردم در مورد حضور گردشگران فاجعه در نزدیکی محل حادثه هشدار دادند.
- Der Katastrophentourist fotografierte die überfluteten Straßen, anstatt Hilfe anzubieten.گردشگر فاجعه به جای کمک، از خیابانهای سیلزده عکس میگرفت.