der Kaufmannsladen

Aussprache: /ˈkaʊ̯fmansˌlaːdn̩/
Worttrennung: Kauf·manns·la·den
اسم

مغازه بقالی (قدیمی)، فروشگاه اسباب‌بازی (مغازه کوچک)

Bedeutungen

1

مغازه کوچک و سنتی که در گذشته توسط یک تاجر یا بقال اداره می‌شد و کالاهای متنوعی می‌فروخت. امروزه گاهی به مغازه‌های اسباب‌بازی فروشی کوچک نیز اطلاق می‌شود.

  • In dem alten Kaufmannsladen gab es alles von Seife bis Zucker.در مغازه بقالی قدیمی از صابون تا شکر همه چیز پیدا می‌شد.
  • Der Kaufmannsladen war ein Treffpunkt für die Dorfbewohner.مغازه بقالی محل ملاقات اهالی روستا بود.
  • Sie kaufte ihrem Sohn einen kleinen Kaufmannsladen als Spielzeug.او یک مغازه اسباب‌بازی کوچک به عنوان اسباب‌بازی برای پسرش خرید.