der Kavallerieoffizier
افسر سواره نظام
Bedeutungen
1
افسری که در یگانهای سواره نظام خدمت میکند یا فرماندهی آنها را بر عهده دارد.
- Der Kavallerieoffizier führte seine Truppen tapfer in die Schlacht.افسر سواره نظام با شجاعت نیروهای خود را به سوی نبرد هدایت کرد.
- Er träumte davon, eines Tages ein berühmter Kavallerieoffizier zu werden.او آرزو داشت روزی یک افسر سواره نظام مشهور شود.
- Die Uniform des Kavallerieoffiziers war mit vielen Orden geschmückt.یونیفرم افسر سواره نظام با مدالهای زیادی تزئین شده بود.