der Kavallerieoffizier

Aussprache: /kavaləˈriːʔɔfiˌt͡siːɐ̯/
Worttrennung: Ka·val·le·rie·of·fi·zier
اسم

افسر سواره نظام

Bedeutungen

1

افسری که در یگان‌های سواره نظام خدمت می‌کند یا فرماندهی آن‌ها را بر عهده دارد.

  • Der Kavallerieoffizier führte seine Truppen tapfer in die Schlacht.افسر سواره نظام با شجاعت نیروهای خود را به سوی نبرد هدایت کرد.
  • Er träumte davon, eines Tages ein berühmter Kavallerieoffizier zu werden.او آرزو داشت روزی یک افسر سواره نظام مشهور شود.
  • Die Uniform des Kavallerieoffiziers war mit vielen Orden geschmückt.یونیفرم افسر سواره نظام با مدال‌های زیادی تزئین شده بود.