der Kehlkopf

Aussprache: /ˈkeːlkɔpf/
Worttrennung: Kehl·kopf
اسم

حنجره، جعبه صدا

Bedeutungen

1

عضوی در گلو که در بالای نای قرار دارد و حاوی تارهای صوتی است؛ مسئول تولید صدا هنگام صحبت کردن.

  • Bei einer Erkältung kann der Kehlkopf schmerzen.در سرماخوردگی، حنجره می‌تواند دردناک باشد.
  • Der Kehlkopf spielt eine entscheidende Rolle bei der Stimmerzeugung.حنجره نقش حیاتی در تولید صدا ایفا می‌کند.
  • Sänger müssen ihren Kehlkopf gut pflegen.خوانندگان باید از حنجره خود به خوبی مراقبت کنند.