das Kellerloch

Aussprache: /ˈkɛlɐˌlɔx/
Worttrennung: Kel·ler·loch
اسم

سوراخ یا حفره‌ی زیرزمین، جای تنگ و ناخوشایند در زیرزمین

Bedeutungen

1

یک حفره یا سوراخ کوچک و اغلب ناخوشایند در زیرزمین، که ممکن است برای نگهداری وسایل یا به عنوان پناهگاه استفاده شود.

  • Er versteckte die wertvollen Gegenstände in einem Kellerloch.او وسایل ارزشمند را در یک حفره زیرزمین پنهان کرد.
  • Das alte Haus hatte ein feuchtes Kellerloch, das wir nicht nutzten.خانه قدیمی یک زیرزمین نمور و ناخوشایند داشت که ما از آن استفاده نمی‌کردیم.
  • Die Ratten hatten sich in einem tiefen Kellerloch eingenistet.موش‌ها در یک حفره عمیق زیرزمین لانه کرده بودند.
2

به صورت مجازی، مکانی بسیار ناخوشایند، تنگ و دورافتاده.

  • Er lebte jahrelang in einem finanziellen Kellerloch.او سال‌ها در یک وضعیت مالی اسفبار و ناگوار زندگی کرد.
  • Nach dem Scheitern des Projekts fühlte er sich wie in einem Kellerloch.پس از شکست پروژه، او احساس می‌کرد در یک وضعیت بسیار بد و ناامیدکننده قرار دارد.
  • Diese Stadt ist ein echtes Kellerloch, es gibt nichts zu tun.این شهر واقعاً یک جای دلگیر و بی‌روح است، هیچ کاری برای انجام دادن وجود ندارد.