das Kellerloch
سوراخ یا حفرهی زیرزمین، جای تنگ و ناخوشایند در زیرزمین
Bedeutungen
1
یک حفره یا سوراخ کوچک و اغلب ناخوشایند در زیرزمین، که ممکن است برای نگهداری وسایل یا به عنوان پناهگاه استفاده شود.
- Er versteckte die wertvollen Gegenstände in einem Kellerloch.او وسایل ارزشمند را در یک حفره زیرزمین پنهان کرد.
- Das alte Haus hatte ein feuchtes Kellerloch, das wir nicht nutzten.خانه قدیمی یک زیرزمین نمور و ناخوشایند داشت که ما از آن استفاده نمیکردیم.
- Die Ratten hatten sich in einem tiefen Kellerloch eingenistet.موشها در یک حفره عمیق زیرزمین لانه کرده بودند.
2
به صورت مجازی، مکانی بسیار ناخوشایند، تنگ و دورافتاده.
- Er lebte jahrelang in einem finanziellen Kellerloch.او سالها در یک وضعیت مالی اسفبار و ناگوار زندگی کرد.
- Nach dem Scheitern des Projekts fühlte er sich wie in einem Kellerloch.پس از شکست پروژه، او احساس میکرد در یک وضعیت بسیار بد و ناامیدکننده قرار دارد.
- Diese Stadt ist ein echtes Kellerloch, es gibt nichts zu tun.این شهر واقعاً یک جای دلگیر و بیروح است، هیچ کاری برای انجام دادن وجود ندارد.