die Kenngröße

Aussprache: /ˈkɛnˌɡrøːsə/
Worttrennung: Kenn·grö·ße
اسم

شاخص کلیدی، پارامتر، معیار

Bedeutungen

1

یک مقدار یا شاخص عددی که برای توصیف، اندازه‌گیری یا ارزیابی یک سیستم، فرآیند یا پدیده استفاده می‌شود.

  • Die Effizienz ist eine wichtige Kenngröße für jedes Produktionssystem.کارایی یک شاخص کلیدی مهم برای هر سیستم تولیدی است.
  • Die Forscher analysierten verschiedene Kenngrößen des Experiments.محققان پارامترهای مختلف آزمایش را تحلیل کردند.
  • Diese Kenngröße hilft uns, den Erfolg des Projekts zu bewerten.این معیار به ما کمک می‌کند تا موفقیت پروژه را ارزیابی کنیم.