das Kerbholz
چوبخط (برای ثبت بدهی یا شمارش)
Bedeutungen
1
تکهای چوب که روی آن برای ثبت بدهیها، اعتبارات یا شمارش اقلام، شکاف یا بریدگی ایجاد میشد؛ چوبخط.
- Der Wirt führte Buch über die Ausgaben seiner Gäste auf dem Kerbholz.صاحب میخانه هزینههای مشتریانش را روی چوبخط ثبت میکرد.
- Das Kerbholz diente als einfache Methode der Buchführung.چوبخط به عنوان روشی ساده برای حسابداری عمل میکرد.
- Er zeigte stolz sein Kerbholz, auf dem er die Anzahl der verkauften Waren markiert hatte.او با افتخار چوبخط خود را نشان داد که تعداد کالاهای فروخته شده را روی آن علامت زده بود.