der Kerzenschimmer
تابش نور شمع، نور کمسوی شمع
Beispiele
- Dann setzte er sich ihr gegenüber und schaute sie an, wie sie im ''Kerzenschimmer'' nackend dasaß.سپس روبروی او نشست و به او نگاه کرد، در حالی که او در نور کمسوی شمع برهنه نشسته بود.
تابش نور شمع، نور کمسوی شمع