der Kieferngeruch

Aussprache: /ˈkiːfərnɡəˌʁʊx/
Worttrennung: Kie·fern·ge·ruch
اسم

بوی کاج

Bedeutungen

1

بوی مشخص و مطبوعی که از درختان کاج یا محصولات مرتبط با آن‌ها (مانند چوب کاج یا روغن کاج) ساطع می‌شود.

  • Der frische Kieferngeruch erfüllte den Wald nach dem Regen.بوی تازه کاج پس از باران، جنگل را پر کرده بود.
  • Sie liebte den beruhigenden Kieferngeruch in der Sauna.او بوی آرامش‌بخش کاج در سونا را دوست داشت.
  • Das ätherische Öl hat einen intensiven Kieferngeruch.این روغن ضروری، بوی شدید کاج دارد.