der Kieferngeruch
بوی کاج
Bedeutungen
1
بوی مشخص و مطبوعی که از درختان کاج یا محصولات مرتبط با آنها (مانند چوب کاج یا روغن کاج) ساطع میشود.
- Der frische Kieferngeruch erfüllte den Wald nach dem Regen.بوی تازه کاج پس از باران، جنگل را پر کرده بود.
- Sie liebte den beruhigenden Kieferngeruch in der Sauna.او بوی آرامشبخش کاج در سونا را دوست داشت.
- Das ätherische Öl hat einen intensiven Kieferngeruch.این روغن ضروری، بوی شدید کاج دارد.