das Kiesbett

Aussprache: /ˈkiːsˌbɛt/
Worttrennung: Kies·bett
اسم

بستر سنگی، بستر شن‌دار، بستر رودخانه با سنگریزه

Bedeutungen

1

کف یا بستر یک رودخانه، دریاچه یا کانال که عمدتاً از سنگریزه و شن تشکیل شده است.

  • Im klaren Wasser konnte man das Kiesbett des Flusses sehen.در آب زلال، بستر سنگی رودخانه قابل مشاهده بود.
  • Viele Fische legen ihre Eier auf das Kiesbett.بسیاری از ماهی‌ها تخم‌های خود را روی بستر سنگی می‌گذارند.
  • Der Bauingenieur prüfte die Stabilität des Kiesbetts für die Brücke.مهندس عمران پایداری بستر سنگی را برای پل بررسی کرد.