der Kinderfriedhof

Aussprache: /ˈkɪndɐˌfʁiːtˌhoːf/
Worttrennung: Kin·der·fried·hof
اسم

قبرستان کودکان، بخش مخصوص کودکان در قبرستان

Bedeutungen

1

بخشی از یک قبرستان که به طور خاص برای دفن کودکان در نظر گرفته شده است، یا یک قبرستان کاملاً مجزا برای کودکان.

  • Der alte Kinderfriedhof ist ein Ort der stillen Erinnerung.قبرستان قدیمی کودکان مکانی برای یادبود خاموش است.
  • Sie besuchte den Kinderfriedhof, um das Grab ihres Neffen zu pflegen.او به قبرستان کودکان رفت تا قبر برادرزاده‌اش را رسیدگی کند.
  • Auf dem Kinderfriedhof stehen viele kleine, liebevoll gestaltete Grabsteine.در قبرستان کودکان سنگ قبرهای کوچک و دوست‌داشتنی زیادی وجود دارد.