der Kinderhändler

Aussprache: /ˈkɪndɐhɛntlɐ/
Worttrennung: Kin·der·händ·ler
اسم

قاچاقچی کودک

Bedeutungen

1

شخصی که به طور غیرقانونی در خرید و فروش یا قاچاق کودکان برای مقاصد مختلف مانند استثمار جنسی، کار اجباری یا اعضای بدن فعالیت می‌کند.

  • Die Polizei jagt einen organisierten Kinderhändlerring.پلیس در تعقیب یک شبکه سازمان‌یافته قاچاقچیان کودک است.
  • Der Kinderhändler wurde bei dem Versuch, ein Kind ins Ausland zu bringen, gefasst.قاچاقچی کودک هنگام تلاش برای بردن یک کودک به خارج از کشور دستگیر شد.
  • Der Kampf gegen Kinderhändler ist eine globale Priorität.مبارزه با قاچاقچیان کودک یک اولویت جهانی است.