das Kirchdorf

Aussprache: /ˈkɪrçdɔrf/
Worttrennung: Kirch·dorf
اسم

دهکده کلیسا، روستای کلیسایی

Bedeutungen

1

روستا یا دهکده‌ای که کلیسا مرکز اصلی یا مهم آن است، یا در گذشته به عنوان مرکز اداری یا مذهبی یک منطقه عمل می‌کرده است.

  • Das alte Kirchdorf hat eine lange Geschichte.آن دهکده کلیسایی قدیمی تاریخ طولانی دارد.
  • Wir besuchten ein malerisches Kirchdorf in den Alpen.ما از یک روستای کلیسایی خوش منظره در آلپ بازدید کردیم.
  • Der Bürgermeister von Kirchdorf lud uns zur Feier ein.شهردار دهکده کلیسایی ما را به جشن دعوت کرد.