das Kirchdorf
دهکده کلیسا، روستای کلیسایی
Bedeutungen
1
روستا یا دهکدهای که کلیسا مرکز اصلی یا مهم آن است، یا در گذشته به عنوان مرکز اداری یا مذهبی یک منطقه عمل میکرده است.
- Das alte Kirchdorf hat eine lange Geschichte.آن دهکده کلیسایی قدیمی تاریخ طولانی دارد.
- Wir besuchten ein malerisches Kirchdorf in den Alpen.ما از یک روستای کلیسایی خوش منظره در آلپ بازدید کردیم.
- Der Bürgermeister von Kirchdorf lud uns zur Feier ein.شهردار دهکده کلیسایی ما را به جشن دعوت کرد.