die Kirchengängerin

Aussprache: /ˈkɪʁçn̩ˌɡɛŋɐʁɪn/
Worttrennung: Kir·chen·gän·ge·rin
اسم

مسیحی (مونث)

Bedeutungen

1

زنی که به طور منظم به کلیسا می‌رود و در مراسم مذهبی شرکت می‌کند؛ یک مؤمن مسیحی.

  • Die Kirchengängerin singt im Chor der Gemeinde.مسیحی (زن) در گروه کر کلیسا می‌خواند.
  • Sie ist eine treue Kirchengängerin und besucht jeden Sonntag den Gottesdienst.او یک مسیحی (زن) وفادار است و هر یکشنبه در مراسم عشای ربانی شرکت می‌کند.
  • Als Kirchengängerin engagiert sie sich ehrenamtlich in der Kirche.او به عنوان یک مسیحی (زن)، به صورت داوطلبانه در کلیسا فعالیت می‌کند.