das Kirchenvolk

Aussprache: /ˈkɪrçn̩ˌfɔlk/
Worttrennung: Kir·chen·volk
اسم

پیروان کلیسا، جامعه مذهبی

Bedeutungen

1

مجموعه افراد یا اعضای یک کلیسا یا جامعه مذهبی که به آن تعلق دارند و در مراسم و فعالیت‌های آن شرکت می‌کنند.

  • Der Pfarrer sprach zu seinem Kirchenvolk über die Bedeutung von Nächstenliebe.کشیش درباره اهمیت عشق به همنوع با پیروان کلیسا صحبت کرد.
  • Das Kirchenvolk sammelte Spenden für Bedürftige.جامعه مذهبی برای نیازمندان صدقه جمع‌آوری کرد.
  • Die Gemeinde besteht aus einem engagierten Kirchenvolk.این جماعت از پیروان کلیسای متعهدی تشکیل شده است.