der Kirchgänger
کلیسارو، کسی که به طور منظم به کلیسا میرود
Bedeutungen
1
فردی که به طور منظم و مرتب به مراسم مذهبی در کلیسا میرود.
- Er ist ein regelmäßiger Kirchgänger und besucht jeden Sonntag die Messe.او یک کلیسارو است و هر یکشنبه در مراسم عشای ربانی شرکت میکند.
- Als Kirchgänger fühlt er sich der Gemeinde verbunden.به عنوان یک کلیسارو، او احساس تعلق به جامعه مذهبی میکند.
- Die Zahl der Kirchgänger ist in den letzten Jahren gesunken.تعداد کلیساروها در سالهای اخیر کاهش یافته است.