der Kirchhof

Aussprache: /ˈkɪrçˌhoːf/
Worttrennung: Kirch·hof
اسم

حیاط کلیسا، گورستان کلیسا

Bedeutungen

1

فضای اطراف یک کلیسا که اغلب به عنوان گورستان استفاده می‌شود.

  • Die alten Grabsteine auf dem Kirchhof erzählten Geschichten aus vergangenen Zeiten.سنگ قبرهای قدیمی در حیاط کلیسا داستان‌هایی از دوران گذشته را روایت می‌کردند.
  • Viele Dorfbewohner sind auf dem Kirchhof begraben.بسیاری از روستاییان در گورستان کلیسا دفن شده‌اند.
  • Der Kirchhof wurde kürzlich renoviert und ist nun ein friedlicher Ort.حیاط کلیسا اخیراً بازسازی شده و اکنون مکانی آرام است.