die Klärung
روشنسازی، رفع سوءتفاهم، تصفیه
Bedeutungen
1
فرایند روشن کردن یا شفافسازی یک موضوع، وضعیت یا ابهام.
- Die Klärung der Angelegenheit dauerte mehrere Wochen.روشن شدن موضوع چندین هفته طول کشید.
- Wir brauchen eine Klärung dieser widersprüchlichen Aussagen.ما به شفافسازی این اظهارات متناقض نیاز داریم.
- Die Klärung des Sachverhalts ist für die Entscheidung wichtig.روشن شدن واقعیت برای تصمیمگیری مهم است.
2
فرایند رفع سوءتفاهم یا اختلاف نظر بین افراد.
- Ein offenes Gespräch führte zur Klärung des Missverständnisses.یک گفتگوی صریح منجر به رفع سوءتفاهم شد.
- Die Klärung der Beziehung war beiden wichtig.رفع ابهام در مورد رابطه برای هر دو نفر مهم بود.
- Wir hoffen auf eine schnelle Klärung der Situation.ما امیدوار به رفع سریع وضعیت هستیم.
3
فرایند تصفیه یا پاکسازی (معمولاً در مورد مایعات یا گازها).
- Die Klärung des Wassers ist ein wichtiger Schritt im Aufbereitungsprozess.تصفیه آب یک مرحله مهم در فرایند آمادهسازی است.
- Die Klärung von Gasen erfolgt durch spezielle Filter.تصفیه گازها از طریق فیلترهای مخصوص انجام میشود.
- Die Klärung von Abwasser ist eine große Herausforderung.تصفیه فاضلاب یک چالش بزرگ است.