die Klärung

Aussprache: /ˈklɛːʁʊŋ/
Worttrennung: Klä·rung
اسم

روشن‌سازی، رفع سوءتفاهم، تصفیه

Bedeutungen

1

فرایند روشن کردن یا شفاف‌سازی یک موضوع، وضعیت یا ابهام.

  • Die Klärung der Angelegenheit dauerte mehrere Wochen.روشن شدن موضوع چندین هفته طول کشید.
  • Wir brauchen eine Klärung dieser widersprüchlichen Aussagen.ما به شفاف‌سازی این اظهارات متناقض نیاز داریم.
  • Die Klärung des Sachverhalts ist für die Entscheidung wichtig.روشن شدن واقعیت برای تصمیم‌گیری مهم است.
2

فرایند رفع سوءتفاهم یا اختلاف نظر بین افراد.

  • Ein offenes Gespräch führte zur Klärung des Missverständnisses.یک گفتگوی صریح منجر به رفع سوءتفاهم شد.
  • Die Klärung der Beziehung war beiden wichtig.رفع ابهام در مورد رابطه برای هر دو نفر مهم بود.
  • Wir hoffen auf eine schnelle Klärung der Situation.ما امیدوار به رفع سریع وضعیت هستیم.
3

فرایند تصفیه یا پاک‌سازی (معمولاً در مورد مایعات یا گازها).

  • Die Klärung des Wassers ist ein wichtiger Schritt im Aufbereitungsprozess.تصفیه آب یک مرحله مهم در فرایند آماده‌سازی است.
  • Die Klärung von Gasen erfolgt durch spezielle Filter.تصفیه گازها از طریق فیلترهای مخصوص انجام می‌شود.
  • Die Klärung von Abwasser ist eine große Herausforderung.تصفیه فاضلاب یک چالش بزرگ است.