die Kläuchen
پنجه کوچک، پای کوچک
Bedeutungen
1
به معنی پنجه یا پای کوچک و ظریف، معمولاً در مورد حیوانات یا به صورت محبتآمیز برای انسان به کار میرود.
- Das kleine Kätzchen spielte mit seinen winzigen Kläuchen.بچه گربه کوچک با پنجههای کوچک و ظریفش بازی میکرد.
- Sie streichelte sanft die niedlichen Kläuchen des Welpen.او به آرامی پنجههای بامزه توله سگ را نوازش کرد.
- Der Vogel putzte sich sorgfältig mit seinen kleinen Kläuchen.پرنده با پاهای کوچک خود را با دقت تمیز کرد.