die Kläuchen

Aussprache: /ˈklɔɪ̯çən/
Worttrennung: Kläu·chen
اسم

پنجه کوچک، پای کوچک

Bedeutungen

1

به معنی پنجه یا پای کوچک و ظریف، معمولاً در مورد حیوانات یا به صورت محبت‌آمیز برای انسان به کار می‌رود.

  • Das kleine Kätzchen spielte mit seinen winzigen Kläuchen.بچه گربه کوچک با پنجه‌های کوچک و ظریفش بازی می‌کرد.
  • Sie streichelte sanft die niedlichen Kläuchen des Welpen.او به آرامی پنجه‌های بامزه توله سگ را نوازش کرد.
  • Der Vogel putzte sich sorgfältig mit seinen kleinen Kläuchen.پرنده با پاهای کوچک خود را با دقت تمیز کرد.