der Kloß

Aussprache: /kloːs/
Worttrennung: Kloß
اسم

کوفته (معمولاً سیب‌زمینی)

Bedeutungen

1

گلوله‌ای که از خمیر سیب‌زمینی رنده شده یا پخته شده، آرد و تخم مرغ تهیه شده و معمولاً به عنوان غذای جانبی در کنار گوشت یا سس سرو می‌شود.

  • Zum Braten gibt es heute Klöße mit Soße.امروز برای شام کوفته با سس داریم.
  • Meine Großmutter macht die besten Kartoffelklöße der Welt.مادربزرگ من بهترین کوفته‌های سیب‌زمینی دنیا را درست می‌کند.
  • Der Kloß ist eine traditionelle Beilage in vielen Regionen Deutschlands.کوفته یک غذای جانبی سنتی در بسیاری از مناطق آلمان است.