der Klönschnack
گپ و گفت دوستانه، همکلامی
Bedeutungen
1
گفتگوی غیررسمی، دوستانه و معمولاً طولانی بین افراد، اغلب در شمال آلمان رایج است.
- Wir hatten einen netten Klönschnack bei Kaffee und Kuchen.ما هنگام نوشیدن قهوه و خوردن کیک، گپ و گفت دوستانهای داشتیم.
- Der Klönschnack dauerte mehrere Stunden.همکلامی چندین ساعت طول کشید.
- Am Nachmittag gibt es immer Zeit für einen kleinen Klönschnack.بعد از ظهر همیشه زمانی برای یک گپ و گفت کوتاه وجود دارد.