der Klönschnack

Aussprache: /ˈkløːnʃnak/
Worttrennung: Klön·schnack
اسم

گپ و گفت دوستانه، هم‌کلامی

Bedeutungen

1

گفتگوی غیررسمی، دوستانه و معمولاً طولانی بین افراد، اغلب در شمال آلمان رایج است.

  • Wir hatten einen netten Klönschnack bei Kaffee und Kuchen.ما هنگام نوشیدن قهوه و خوردن کیک، گپ و گفت دوستانه‌ای داشتیم.
  • Der Klönschnack dauerte mehrere Stunden.هم‌کلامی چندین ساعت طول کشید.
  • Am Nachmittag gibt es immer Zeit für einen kleinen Klönschnack.بعد از ظهر همیشه زمانی برای یک گپ و گفت کوتاه وجود دارد.