das Kloster

Aussprache: /ˈkloːstɐ/
Worttrennung: Klos·ter
اسم

صومعه، دیر

Bedeutungen

1

مکانی که راهبان یا راهبه‌ها در آن زندگی می‌کنند و به عبادت، کار و مطالعه می‌پردازند.

  • Das alte Kloster liegt auf einem Hügel.صومعه قدیمی روی تپه‌ای قرار دارد.
  • Mönche leben in diesem Kloster und widmen ihr Leben Gott.راهبان در این صومعه زندگی می‌کنند و زندگی خود را وقف خدا می‌کنند.
  • Wir besuchten ein historisches Kloster während unserer Reise.ما در طول سفرمان از یک صومعه تاریخی بازدید کردیم.