die Klügelei
ریزهکاری، نکتهسنجی بیمورد، جدلهای بیهوده
Bedeutungen
1
رفتار یا گفتاری که در آن فرد سعی میکند با نکتهسنجیهای بیمورد، جزئینگری افراطی یا بحثهای بیهوده، خود را باهوشتر یا برتر نشان دهد.
- Ich habe keine Lust auf diese ständige Klügelei.من حوصله این نکتهسنجیهای مداوم را ندارم.
- Seine Klügelei bei jeder Kleinigkeit nervt die Kollegen.ریزهکاریهای او در مورد هر چیز کوچکی، همکاران را کلافه میکند.
- Vermeide Klügelei und konzentriere dich auf das Wesentliche.از جدلهای بیهوده پرهیز کن و روی اصل مطلب تمرکز کن.