die Klüngelei
پارتیبازی، بندوبست پشت پرده، خویشاوندسالاری
Bedeutungen
1
استفاده از روابط شخصی، خانوادگی یا دوستانه برای کسب مزیت یا موقعیت، به ویژه در محیط کار یا سیاست؛ پارتیبازی.
- Die Beförderung erfolgte nur durch Klüngelei, nicht durch Leistung.ارتقاء شغلی فقط از طریق پارتیبازی صورت گرفت، نه شایستگی.
- Solche Entscheidungen aufgrund von Klüngelei untergraben das Vertrauen.چنین تصمیماتی بر اساس بندوبست پشت پرده، اعتماد را خدشهدار میکند.
- In dieser Firma gibt es leider viel Klüngelei.متأسفانه در این شرکت پارتیبازی زیادی وجود دارد.