die Klüngelei

Aussprache: /klʏŋəˈlaɪ̯/
Worttrennung: Klün·ge·lei
اسم

پارتی‌بازی، بندوبست پشت پرده، خویشاوندسالاری

Bedeutungen

1

استفاده از روابط شخصی، خانوادگی یا دوستانه برای کسب مزیت یا موقعیت، به ویژه در محیط کار یا سیاست؛ پارتی‌بازی.

  • Die Beförderung erfolgte nur durch Klüngelei, nicht durch Leistung.ارتقاء شغلی فقط از طریق پارتی‌بازی صورت گرفت، نه شایستگی.
  • Solche Entscheidungen aufgrund von Klüngelei untergraben das Vertrauen.چنین تصمیماتی بر اساس بندوبست پشت پرده، اعتماد را خدشه‌دار می‌کند.
  • In dieser Firma gibt es leider viel Klüngelei.متأسفانه در این شرکت پارتی‌بازی زیادی وجود دارد.