die Klüse
دریچه لنگر (در بدنه کشتی)، (اصطلاح عامیانه، فقط جمع) چشم
Beispiele
- Gegen Mitternacht hatten ihn die Ankerketten geweckt, die durch die ''Klüsen'' rasselten.نزدیک نیمهشب، زنجیرهای لنگر که از دریچهها به صدا درآمده بودند، او را بیدار کردند.
دریچه لنگر (در بدنه کشتی)، (اصطلاح عامیانه، فقط جمع) چشم