اسم
کار بسیار آسان، هلو، آب خوردن (کاری که راحت انجام شود)
جملات نمونه برای Klacks:
„Das ist doch ein ''Klacks!''“
«این که کاری نداره (مثل آب خوردن است)!»
Ein Marathonlauf ist ein ''Klacks'' dagegen.
یک ماراتن در برابر این یک کار خیلی ساده (مثل آب خوردن) است.
„Wenn erst einmal alle Mitarbeiter und Mitläufer der Geheimpolizei Anglikaner waren, dann wäre der Rest ein ''Klacks''.“
«اگر یک بار همه کارمندان و همراهان پلیس مخفی آنگلیکن میشدند، بقیه کار مثل آب خوردن بود.»