der Klagefall

Aussprache: /ˈklaːɡəfal/
Worttrennung: Kla·ge·fall
اسم

حالت آکوزاتیو (مفعولی) / مورد دعوای حقوقی

Bedeutungen

1

در دستور زبان آلمانی، حالت مفعولی (Akkusativ) که برای نشان دادن مفعول مستقیم فعل یا مفعول حرف اضافه خاصی به کار می‌رود.

  • Der Klagefall wird oft durch die Präposition 'für' eingeleitet.حالت مفعولی اغلب با حرف اضافه 'für' آغاز می‌شود.
  • In diesem Satz steht 'den Mann' im Klagefall.در این جمله، 'den Mann' در حالت مفعولی قرار دارد.
  • Der Lehrer erklärte den Unterschied zwischen Nominativ und Klagefall.معلم تفاوت بین حالت فاعلی و مفعولی را توضیح داد.
2

موضوع یا پرونده‌ای که در دادگاه حقوقی مورد رسیدگی قرار می‌گیرد؛ یک دعوای حقوقی.

  • Der Anwalt prüft den Klagefall sorgfältig.وکیل پرونده دعوا را با دقت بررسی می‌کند.
  • Es handelt sich um einen komplexen Klagefall mit vielen Zeugen.این یک مورد دعوای حقوقی پیچیده با شاهدان زیاد است.
  • Die Versicherung regulierte den Klagefall schnell.بیمه مورد دعوا را به سرعت حل و فصل کرد.