das Klapprad

Aussprache: /ˈklapˌraːt/
Worttrennung: Klapp·rad
اسم

دوچرخه تاشو

Bedeutungen

1

دوچرخه‌ای که برای حمل و نقل آسان‌تر یا نگهداری در فضای کم، قابلیت تا شدن دارد.

  • Mein altes Klapprad ist sehr praktisch für die Fahrt zur Arbeit.دوچرخه تاشوی قدیمی من برای رفت و آمد به محل کار بسیار کاربردی است.
  • Sie packte ihr Klapprad zusammen und stellte es neben den Koffer.او دوچرخه تاشویش را جمع کرد و کنار چمدان گذاشت.
  • Ein Klapprad ist ideal für Pendler, die öffentliche Verkehrsmittel nutzen.یک دوچرخه تاشو برای مسافرانی که از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده می‌کنند ایده‌آل است.