das Klappstühlchen
صندلی تاشوی کوچک، چهارپایه تاشو
Bedeutungen
1
صندلی یا چهارپایه کوچک و تاشو که به راحتی قابل حمل و نقل و نگهداری است.
- Für das Picknick nahmen wir ein kleines Klappstühlchen mit.برای پیکنیک، یک صندلی تاشوی کوچک با خود بردیم.
- Das Klappstühlchen ist praktisch für den Garten oder den Balkon.این چهارپایه تاشو برای باغ یا بالکن کاربردی است.
- Sie saß auf einem Klappstühlchen, um die Blumen zu gießen.او روی یک صندلی تاشوی کوچک نشست تا به گلها آب بدهد.