das Klappstühlchen

Aussprache: /ˈklapˌʃtyːlçən/
Worttrennung: Klapp·stühl·chen
اسم

صندلی تاشوی کوچک، چهارپایه تاشو

Bedeutungen

1

صندلی یا چهارپایه کوچک و تاشو که به راحتی قابل حمل و نقل و نگهداری است.

  • Für das Picknick nahmen wir ein kleines Klappstühlchen mit.برای پیک‌نیک، یک صندلی تاشوی کوچک با خود بردیم.
  • Das Klappstühlchen ist praktisch für den Garten oder den Balkon.این چهارپایه تاشو برای باغ یا بالکن کاربردی است.
  • Sie saß auf einem Klappstühlchen, um die Blumen zu gießen.او روی یک صندلی تاشوی کوچک نشست تا به گل‌ها آب بدهد.