die Klarifizierung
شفافسازی، تصفیه
Bedeutungen
1
فرآیند روشن کردن یا توضیح دادن چیزی که مبهم، نامشخص یا پیچیده است تا درک آن آسانتر شود.
- Wir benötigen eine Klarifizierung der Anweisungen, bevor wir beginnen.ما قبل از شروع، به شفافسازی دستورالعملها نیاز داریم.
- Die Klarifizierung des Sachverhalts dauerte mehrere Stunden.روشن شدن موضوع چندین ساعت طول کشید.
- Er bat um eine sofortige Klarifizierung seiner Rolle im Projekt.او درخواست شفافسازی فوری نقش خود در پروژه را کرد.