die Klatschgeschichte
داستان غیبتآمیز، شایعه
Bedeutungen
1
روایتی از وقایع یا اطلاعات شخصی که معمولاً بدون تأیید یا با هدف ایجاد سرگرمی یا بدنامی منتشر میشود؛ شایعه یا غیبت.
- Die Klatschgeschichte über den neuen Nachbarn verbreitete sich wie ein Lauffeuer.داستان غیبتآمیز درباره همسایه جدید مانند آتش در جنگل پخش شد.
- Sie hörte gerne Klatschgeschichten über berühmte Persönlichkeiten.او دوست داشت داستانهای غیبتآمیز درباره افراد مشهور را بشنود.
- Vermeide es, Klatschgeschichten über deine Kollegen zu verbreiten.از پخش کردن داستانهای غیبتآمیز درباره همکارانت خودداری کن.