das Klatschvieh

Aussprache: /ˈklatʃfiː/
Worttrennung: Klatsch·vieh
اسم

حضار دست‌زن (با لحن تحقیرآمیز یا طنز برای تماشاگران استودیویی)

Bedeutungen

1

اصطلاحی تحقیرآمیز یا طنزآمیز برای توصیف تماشاگران یک برنامه تلویزیونی یا رادیویی که در استودیو حضور دارند و وظیفه اصلی‌شان تشویق، دست زدن و خندیدن در زمان‌های مشخص است، بدون اینکه مشارکت واقعی در برنامه داشته باشند.

  • Das Publikum im Studio bestand hauptsächlich aus Klatschvieh, das nur auf Kommando applaudierte.تماشاگران استودیو عمدتاً از حضار دست‌زن تشکیل شده بودند که فقط با دستور تشویق می‌کردند.
  • Der Moderator ignorierte das Klatschvieh und sprach direkt zur Kamera.مجری حضار دست‌زن را نادیده گرفت و مستقیماً با دوربین صحبت کرد.
  • Manche Sendungen leben von der künstlichen Begeisterung des Klatschs.برخی برنامه‌ها از شور و هیجان مصنوعی حضار دست‌زن تغذیه می‌کنند.