die Klaviatur

Aussprache: /klavi̯aˈtuːɐ̯/
Worttrennung: Kla·via·tur
اسم

صفحه کلید (پیانو)، مجموعه امکانات

Bedeutungen

1

مجموعه کلیدهای یک ساز موسیقی مانند پیانو یا ارگ که با فشار دادن آن‌ها صدا تولید می‌شود.

  • Die Klaviatur des Klaviers ist sehr empfindlich.صفحه کلید پیانو بسیار حساس است.
  • Sie lernte, die Klaviatur mit beiden Händen zu spielen.او یاد گرفت که با هر دو دست صفحه کلید را بنوازد.
  • Der Pianist spielte eine schnelle Melodie auf der Klaviatur.پیانیست آهنگی سریع را روی صفحه کلید نواخت.
2

مجموعه کلیدها یا دکمه‌های یک دستگاه الکترونیکی مانند کیبورد کامپیوتر، ماشین حساب یا تلفن.

  • Die Klaviatur meines Laptops ist defekt.صفحه کلید لپ‌تاپ من خراب است.
  • Bitte geben Sie Ihr Passwort auf der Klaviatur ein.لطفاً رمز عبور خود را روی صفحه کلید وارد کنید.
  • Die Klaviatur des neuen Smartphones ist sehr intuitiv.صفحه کلید گوشی هوشمند جدید بسیار بصری است.
3

به صورت مجازی یا استعاری، مجموعه‌ای از گزینه‌ها، امکانات یا ابزارها.

  • Der Politiker bot eine ganze Klaviatur an Maßnahmen an.سیاستمدار مجموعه‌ای کامل از اقدامات را ارائه داد.
  • Die Künstlerin nutzte ihre ganze Klaviatur an Techniken.هنرمند از تمام مجموعه تکنیک‌های خود استفاده کرد.
  • Das Unternehmen hat eine breite Klaviatur an Dienstleistungen.این شرکت طیف گسترده‌ای از خدمات را ارائه می‌دهد.