das Klavierspielen

Aussprache: /klaˈviːɐ̯ˌʃpiːlən/
Worttrennung: Kla·vier·spie·len
اسم

پیانو نوازی، نواختن پیانو

Bedeutungen

1

عمل نواختن ساز پیانو؛ مهارت یا هنر پیانو زدن. (این واژه معمولاً به صورت مصدر به عنوان اسم به کار می‌رود و معنای مشابه Klavierspiel دارد).

  • Das Klavierspielen gehört zu ihren liebsten Hobbys.پیانو نوازی از سرگرمی‌های مورد علاقه اوست.
  • Sie hat sich das Klavierspielen selbst beigebracht.او پیانو نوازی را خودش به خود آموخته است.
  • Der Lehrer lobte das Klavierspielen seiner Schüler.معلم، پیانو نوازی شاگردانش را تحسین کرد.