die Klaviervirtuosin
نوازنده زن چیرهدست پیانو، پیانیست زن ماهر
Bedeutungen
1
زنی که در نواختن پیانو مهارت و استادی فوقالعادهای دارد.
- Die Klaviervirtuosin spielte Chopins Nocturnes mit atemberaubender Technik.نوازنده زن چیرهدست پیانو، نوکتورنهای شوپن را با تکنیکی نفسگیر اجرا کرد.
- Schon als junges Mädchen wurde sie als Klaviervirtuosin gefeiert.او حتی در دوران جوانی به عنوان یک پیانیست زن ماهر مورد ستایش قرار گرفت.
- Das Konzert der Klaviervirtuosin war ein voller Erfolg.کنسرت پیانیست زن ماهر، موفقیتی کامل بود.