das Kleiderbündel
بسته لباس
Bedeutungen
1
مجموعهای از لباسها که به صورت بسته یا طومار درآمدهاند، معمولاً برای حمل یا نگهداری.
- Er trug einen schweren Kleiderbündel auf dem Rücken.او یک بسته لباس سنگین را روی پشتش حمل میکرد.
- Nach dem Umzug fand sie nur noch einen kleinen Kleiderbündel in der alten Wohnung.پس از اسبابکشی، او فقط یک بسته لباس کوچک در آپارتمان قدیمی پیدا کرد.
- Die Flüchtlinge hatten nur das Nötigste in einem Kleiderbündel bei sich.پناهندگان فقط ضروریترین وسایل خود را در یک بسته لباس همراه داشتند.